رادیو فکرنو, سروده ها

سرود مذهبیِ زندگی

غم انگیز با من سخن مگو

زندگی جز یک خواب پوچ چیزی نیست

زیرا روح مرده به خوابی آرام فرو می رود

وچیزهای مادّی آنگونه که هستند بنظر نمی آیند

زندگی حقیقی ست ، زندگی جدّی ست

سنگِ مزار، مقصودش نیست 

تو از خاکی و به خاک باز می گردی

اما این اوصاف در موردِ روح تو صدق نمی کند 

نه شادی و نه غم ، راه یا پایانِ تقدیر ما نیست

بلکه عمل کردن ، که هر فردا

ما را جلوتر از امروز می یابد، سرنوشتِ محتوم ماست

هنر ، جاودانه است و زمان زودگذر

و دلهای ما ، گرچه شجاع و نیرومند

هنوز همانند طبل های گنگ و بی صدا می تپد

و جمعِ ما بسوی گور گام برمی دارد

در میدان وسیعِ کارزارِ جهان

در حراست از جان

همچون گلّۀ رمیده،گیج و درمانده مباش

چون قهرمان در این میدان ایستادگی کن

به آینده هرچه شیرین و دلپسند اعتماد مکن

بگذار گذشتۀ ازدست رفته به خاک سپرده شود

عمل کن… عمل در زمانِ زندۀ حال

قلب در درون تو و خدا بالای سرِ توست

زندگیِ مردان بزرگ جملگی یادآورست برای ما

که ماهم می توانیم چون آنان برجسته و شاخص باشیم

 و هنگام عزیمت از ً اینجا   ً ردّپاهایی بر شن های زمان به جا گذاریم

ردّپاهایی که شاید ملوانی دیگر در ساحل زندگی

ملوانی از یک کشتیِ شکسته و تنها،

بتواند با رؤیت آنها امیدوار شود

پس بگذار مردانه قد برافرازیم و وارد میدان عمل شویم

باقلبی برای هر سرنوشت

هنوز به دست می آوریم، هنوز دنبال می کنیم

می آموزیم که زحمت بکشیم و چشم انتظار باشیم

هنری لانگ فلو