Your address will show here +12 34 56 78
رادیو فکرنو, سروده ها

مگذار بپذیرم که در یگانگی و در پیوند روح های راست و با وفا اشکالات و موانعی راه می یابد؛

آن عشق که عشق نیست که وقتی به بی ثباتی یا تغییری برمی خورد،

تغییر می پذیرد یا با آن که دل برمی کَنَد خم و منحرف می شود و او نیز دل بر می کند.

عشق آن نشان و نشانه ی ثابت و پابرجای دریا است که به طوفان ها می نگرد

و هرگز تکان نمی خورد و متزلزل نمی گردد؛

<p style="t...

ادامه مطلب
رادیو فکرنو, سروده ها

آینه ها به ما دروع نمی گویند

وقتی روبروی آن ایستاده ای

هرچه که از توست به تو می تاباند

و تو آن را به عین می بینی

تو در آن شیشۀ نقره گون صاف چه می بینی؟

خودت را؟ به همان شکل که همیشه می دیدی؟

به همان ترتیب که بارها به تو نشان داده بود؟

یک رخ… یک نما… یک تو و چشم انداز اطرافت؟

آیا تمام اینها همانی ست که هست؟

و تمام آن رنگ و نور و نمود همانی ست که می باید؟

<p ...

ادامه مطلب
رادیو فکرنو, سروده ها

در این میانه رفاقت بزرگی به دست آمده  

که دوست، دوستی شد و رفاقت چه سهل می آید

و گاه در هر طپش، یاد او می آید

و یکی در راه ، گاه می ماند تا خار را بخواباند

و دیگری به نرمی از میان آن بگذرد

شقایق ها یک طرف با گلگونیِ روی خود

و رزهای وحشی در طرفی دیگر

و آن بالا در پهنۀ آسمان،

پرستوها در جولانگاه رهایی خود...

ادامه مطلب
سروده ها

عشق درخششی جادویی ست

که از درون هستۀ سوزان روح می تابد

و زمین پیرامونش را روشنی می بخشد

و توانمان می دهد تا زندگی را

در قالب رؤیایی شیرین و زیبا

بین دو بیداری درک کنیم 

جبران خلیل جبران

ادامه مطلب
رادیو فکرنو, سروده ها

چطور می توان شادی را در خانۀ دل جا داد؟

شاید وقتی دوری از هرآنچه می خواهی دور باشد زتو

شاید وقتی نزدیکی به هرآنکس که می خواهی نزدیک باشد به تو

شاید هم طبیعت وحش است که تو را شاد می کند… نمی دانم

آنگاه که در ساحلی سنگی ایستاده ای

و چشم بر اقیانوس بیکران دوخته ای

و امواج را می بینی که چطور در تلاطمند

که چطور با خروش به ساحل می رسند

و پاشه های اب است که بر صخره ها می کوبند

<p style="text-a...

ادامه مطلب
مطالب قدیمی ترصفحه 2 از 11مطالب جدیدتر